۳۰ آبان ۱۳۹۳

زیان کسان از پی سود خویش!

زیان کسان از پی سود خویش!
امشب سری زدم به فسبوک و بعد مطلبی از وطندار عزیز را در رابطه تاریخ افغانستان خواندم. ایشان در کمنتی آدرس فایل pdf تاریخ صنف نهم مکتب را گذاشته بود. آن‌را دانلود نمودم و تا قسمت‌هایی از آن را خواندم. نه تنها در فهم جملات و مطالب آن دچار مشکل بودم که در رو خوانی نیز مشکل داشتم. یعنی کم کم به سواد فارسی خودم مشکوک شدم امشب. کسی که این کتاب را نوشته کرده است نمی‌دانم در کجای این جهان درس خوانده است و پیش کدام معلمی الفبای نوشتن را آموخته است. حالا بگذریم از این حرف‌ها. من نکاتی را این جا یادداشت کردم. برای این یادداشتم تنها صفحات محدودی را برای شاهد این‌جا گذاشتم. از مشکلات دستوری و املایی‌اش می‌گذریم.
در ذیل سوال: احمدشاه بابا چگونه افغانستان را مجدداً احیا کرد؟ چند پاراگراف آمده است؛ معرفی نامه، چگونگی به قدرت رسیدن وی، اهداف سیاسی وی و نیز ابعاد شخصیتی وی. در صفحه بعدی چند سوال آورده شده است.
1.   احمدشاه بابا را مختصراً معرفی نمایید.
2.       اهداف احمدشاه بابا از چه قرار بود؟
3.       ابعاد شخصیتی احمد شاه بابا را شرح دهید؟
حالا مشکل در کجای کار است؟
یک: آن‌چه در عنوان فصل ذکر گردیده است و آن‌چه در جملات بعدی آورده شده است، در واقع هیچ ربطی به هم ندارد. در عنوان فصل از احیای مجدد افغانستان ذکر گردیده است درحالیکه در چند پاراگراف به معرفی و اهداف جناب عالی پرداخته شده است. این‌که قبل از احمدشاه بابا افغانسانی وجود نداشت همه می‌دانند و این‌که در سوال مطرح شده است که احمدشاه بابا چه اهدافی را داشت، جواب چیزی است که دروغ محض است. چرا؟
الف: در هیچ تاریخی نوشته نشده است که افغانستان قبل از احمدشاه بابا وجود داشته و سرحد آن مشخص از آمو دریا تا دریای سند باشد. یعنی قبل از آن به نام خراسان بوده است که قسمتی از ایران امروزی و افغانستان امروزی و نیز قسمتی از ماورالنهر را شامل می‌شده است. این جا حرف من بر سر کلمه افغانستان است. 
ب: احمدشاه بابا هیچ‌گونه تلاشی برای وحدت اقوام نکرد بلکه قدرت را در حیطه قبیله خودش قرار داد و با پس زدن رقبای سیاسی خودش و نیز نام گذاری خراسان اسلامی به نفع قبیله خودش که همان پشتون باشد، برای اولین بار در تاریخ آتش نفاق را شعله ور ساخت. نام‌گذاری خراسانِ با پیشنه تاریخی و نیز با افتخارات نیک‌اش، به افغانستان یک خیانتی بود که احمدشاه درانی مرتکب شد.
ج: گفته شده احمدشاه بابا کشور را از نگاه اقتصادی و سیاسی وحدت بخشید. حالا بیایید بپرسیم که کدام وحدت اقتصادی و سیاسی؟ چور و چپاول و تاراج کردن هندوستان، وحدت اقتصادی است؟ اگر تاراج مال و دارایی ملتی کار نیک است، پس داعش و طالبان هم بر حق اند.
د: مردم را تشویق نمود که نفع و ضرر مملکت باهم شریک باشند، من می‌پرسم: کدام نفع و کدام ضرر؟
ه: آورده شده است که وی در احیای مجدد قدرت مرکزی کوشید. کدام قدرت مرکزی؟ مگر این احمدشاه همان احمدخان نیست که در دربار نادر افشار سرباز بود؟ کسی نیست که در بهای نجات زن نادر افشار الماس کوه نور را گرفت؟ حالا اگر این قدرت مرکزی را جناب ایشان سر و سامان داده است، پس این قندهار چگونه مرکز قدرت شد؟ مگر قبل از احمدشاه بابا مرکزیت قدرت چگونه بود که قبل از ایشان قدرت مرکزی را وحدت بخشید؟ تکلیف حکومت صفویان ایران در غرب خراسان چه می‌شود؟ والله اعلم!
«... نامبره با داشتن استعداد خوب در همۀ عرصه‌ها کوشید و در راه تشکیل دولت تکالیف زیادی را متحمل شد». ص 11
حالا من نداستم چه استعدادی؟ بعد این همه عرصه‌ها کدام‌ها اند؟ چه تکالیفی را بجز چور کردن هندوستان و مردمی که در سر راه لشکر کشی ایشان قرار داشت، متحمل شده است؟
در آخر: چرا کتمان کنیم واقعیتی را که همه می‌دانند و دیگر نیازی به کتمان کردن نیست؟ مگر می‌شود با جعل تاریخ ساخت؟ آیا می‌شود تحمیل کرد چیزی را دیگر حتا باور کردنش محال است تا قبول کردنش؟ قهرمان سازی‌های واهی به چه قیمتی؟ آیا این همان گفتۀ معروف « من آنم که رستم بود پهلوان» نیست؟
چرا تلاش می‌شود در مکاتب افغانستان دروغ تدریس شود؟ پیامد این گونه جعل‌کاری‌ها در دراز مدت چه خواهد بود؟
کابل
1393/8/30

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر