۱۲ شهریور ۱۳۹۳

می‌خواهم زنم به آن‌چه فکر می‌کند، آن‌را زندگی کند

بگذریم از این‌که بهشت خداوند در زیر پای زن قرار داده شده است، جدا از این‌که که زن مادر است و خواهر، زن جلوه‌ای زیبایی خداوند در زمین است. زن موجودی لطیفی‌است که باید دوستش داشت. زن از برای گوش بریدن نیست؛ زن برای قطعه قطعه کردن وجودش توسط مردی به‌وسیله چاقو، آفریده نشده است. زن نماد یک زندگی قشنگ است.
من زن را دوست دارم. برای من زن مریم مقدسی است که می‌شود برایش سرودی از برای عبادت نوشت؛ سرودی که در آن محبت مادری زن را زمزمه کند. زن معشوقی است که برایش غزل و ترانه‌ای باید سرود. در کشورم هر روز سرخط خبرها پُر است از خشونت بالای زن؛ هر روز زنی در گوشه گوشه‌ای از این خاک به جرم عاجزه بودنش مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد. این گونه خبرها همیشه اذیتم می‌کند. همیشه با خودم می‌گویم کاش می‌شد که روزی خبری درباره خشونت بالای زنان نشر نمی‌شد تا من هم اذیت نمی‌شدم.

وقتی به زندگی خودم فکر می‌کنم احساس می‌کنم خیلی ناقص و تنهایم. همیشه به یک زندگی قشنگ در کنار زن زیبایی می‌اندیشم. می‌خواهم تنهایی و تناقص خودم را با حضور یک فرشته‌ای پُر کنم. آنوقت به زنم تمام وجودم خودم را هدیه کنم. دوست دارم همیشه در کنارم باشد و من نیز همیشه خودم را تنها در کنار او راحت احساس کنم. می‌خواهم آن‌چه را دوست دارم انجام بدهم به زنم نیز این اجازه را بدهم. راستش نمی‌خواهم به این چیزهایی که مردم این سرزمین و نیز خانواده‌ام باور دارند احترام بگذارم؛ باور همگان بر این است که زن باید مطیع مرد باشد و این کار را امر دینی می‌دانند، من سر ستیز با دین را ندارم و نیز در پی نفی دین نمی‌باشم، اما به زنم می‌خواهم اجازه بدهم هر آن‌چه را فکر می‌کند، آن‌را زندگی کند. برای زنم نمی‌خواهم قانون وضع کنم و یا از وی بخواهم چه چیزی را خط قرمز در زندگی خودش بداند. نه، هرگز. وقتی دوست دارم خودم هر آن‌چه را که باور دارم، حق من است، دوست دارم آن‌چه برای زنم حق است نیز رعایت کرده باشم. ممکن است زنم بخواهد در جایی کار بکند؛ در اداره‌یی، در شهری، در مجامع علمی و یا هر مجمع دیگری، در این راه می‌خواهم همیشه حامی و تشویق‌گرش باشم تا یک مانع برای نرسیدن به خواسته‌ها و اهدافش. خیلی‌ها وقتی زن می‌کنند، حتا برای چگونگی آراستن ظاهر زنش چارچوب‌هایی را طرح می‌کنند. این کار آنان در واقع نقض آشکار حقوق انسانی یک زن است. اما من می‌خواهم به این حق زنم احترام بگذارم و حتا کوچک‌ترین دخالتی در آن‌چه می‌خواهد خودش را بسازد، نداشته باشم. آری! من می‌خواهم زندگی در کنار زنم همیشه با عشقم و عزیزم و از این حرف‌هایی که زینت بخش یک زندگی توأم با محبت و صمیمیت است، نفس بکشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر